خرید بک لینک

دلم قرار ندارد از فغان ، بی تو

سپندوار ز کف داده ام عنان ، بی تو

ز تلخ کامی دوران نشد دلم فارغ

ز جام عیش لبی تر نکرد جان ، بی تو

چون آسمان مه آلوده ام ز تنگدلی

پر است سینه ام از اندوه گران ، بی تو

نسیم صبح نمی آورد ترانۀ شوق

سر بهار ندارند بلبلان ، بی تو

لب از حکایت شبهای تار می بندم

اگر امان دهدم چشم خونفشان ، بی تو

چو شمع کشته ندارم شراره ای به زبان

نمی زند سخنم آتشی به جان ، بی تو

از آن زمان که فروزان شدم ز پرتو عشق

چو ذرّه ام به تکاپوی جاودان ، بی تو

عقیق صبر به زیر زبان تشنه نهم

چو یادم آید از آن شکّرین دهان ، بی تو

گزارۀ غم دل را مگر کنم چو «امین»

جدا ز خلق به محراب جمکران ، بی تو


شاعر:سید علی حسینی خامنهای



جدیدا دلم از حمهوری اسلامی گرفته اونقدر که حتی دلم از رهبرش هم گرفته ولی خب "گرمای محبت" با این دلگیری ها سرد نمیشه

برچسب: نویسنده: بهار حبیبی تاريخ: پنجشنبه 13 تير 1398 ساعت: 0:12

صفحه بندی